تبلیغات
خبری و تحلیلی - مسؤولین تجملگرا نمی‏توانند مشکلات مردم را درک کنند
خبری و تحلیلی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مسؤولین تجملگرا نمی‏توانند مشکلات مردم را درک کنند

مصباحی‌مقدم:
مسؤولین تجملگرا نمی‏توانند مشکلات مردم را درک کنند

خبرگزاری فارس: نماینده‏ مجلس هشتم گفت: ترویج روحیه‏ی تجمل‏گرایی جزو آسیب‏هایی است که در هر نظامی ممکن است رخ بدهد ولی آنچه که حائز اهمیت است این است که در نظام اسلامی که یک نظام الهی و مردمی است هرگز قابل قبول نیست.

خبرگزاری فارس: مسؤولین تجملگرا نمی‏توانند مشکلات مردم را درک کنند

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس  به نقل از برهان، مقام معظم رهبری در خطبه‏های نماز جمعه فرمودند: «اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبى بود که گریبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسؤولین دچار دنیاطلبى شدیم، دچار مادی‏گرایى شدیم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافی‏گرى یواش یواش از قبح افتاد. وقتى ما اینجور شدیم، این سرریز میشود به مردم».

موضوعاتی که رهبری در خطبه‏ها مطرح کردند به عنوان یک آسیب کلی در فرآیند انقلاب به شمار می‏آید که اگر  درصدد اصلاح آن برنیاییم انقلاب اسلامی را از مسیر اصلی خود منحرف می‏کند و به بیراهه می‏کشاند. همچنان که طبق فرمایش ایشان اثرات برخی از این آسیب‏ها تا زمان حال باقی مانده است و متأسفانه بسترساز آسیب‏های اجتماعی زیادی شده است. در خصوص بررسی این آسیب‏ها در سطح جامعه با حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم نماینده‏ی مجلس شورای اسلامی و رییس سابق کمیسیون اقتصادی مجلس؛ عضو جامعه روحانیت مبارز تهران، کارشناس، نویسنده و پژوهشگر اقتصادی و استاد دانشگاه به گفت‏و‏گو نشسته‏ایم:

رهبر انقلاب در خطبه‏های نماز جمعه از گرایش برخی مسؤولان به مادی‏گرایی و زندگی تجملاتی اشاره فرمودند و از آن به عنوان یکی از ضعف‏های نظام نام بردند و رواج این روحیه را در بین مسؤولین، سبب سرایت آن به مردم دانستند.  لطفاً به عنوان اولین سؤال بفرمایید چه ضرورتی در ساده زیستی مسؤولان کشور وجود دارد؟

ترویج روحیه‏ی تجمل‏گرایی جزو آسیب‏هایی است که در هر نظامی ممکن است رخ بدهد ولی آنچه که حائز اهمیت است این است که در نظام اسلامی که یک نظام الهی و مردمی است هرگز قابل قبول نیست و در زمان امام (راحل) هم شاهد بودیم که ایشان بر ساده زیستی مسؤولان  و کم کردن فاصله با سطح زندگی عامه‏ی مردم تأکید زیادی داشتند. این مسأله البته ریشه در آموزه‌های دینی ما دارد همچنان که حضرت علی(ع) خود ساده می‌زیستند و به مسؤولین هم اجازه نمی‏دادند که در دوران حکومتشان از ساده زیستی فاصله بگیرند. بیانات متعددی هم از ایشان وجود دارد که این مسأله را  برای یک نظام اسلامی خطرناک تلقی می‏کنند.

اما این‏که آیا روح ساده زیستی در بین مسؤولین کشور ما حاکم است یا نه؟ اولاً باید بگویم که بخش عظیمی از مسؤولین نظام جمهوری اسلامی در طول تاریخ سی و سه ساله نظام پاک و ساده زیست باقی مانده‏اند. و نیتی جز خدمت به خدا و خلق نداشتند و حتی گاهی ساده زیستی آن‏ها به گونه‌ای است که سطح زندگیشان از متوسط جامعه هم پایین‌تر است که در رأس افراد ساده زیست نظام امام خمینی(قدس سره شریف) بود. من اگر بخواهم فهرستی از افراد نظام که با ساده زیستی زندگی کرده‏اند ارایه بدهم، یک لیست بسیار طولانی خواهد شد.

اما نقطه مقابل آن چیست؟ چون این آفت همواره ممکنست آسیب بزند؛ مسؤولان و رهبران نظام‏ها مانند مقام معظم رهبری دائما بر ساده زیستی و پرهیز از تجمل‏گرایی و زندگی متفاوت از عامه‏ی مردم تأکید کردند البته این تأکیدات لزوماً به این معنا نیست که هجمه‏ی گسترده‏ای از این تهدیدات در کشور ما وجود دارد، اما در هر حال این مسأله در کشور ما کم و بیش وجود دارد.

آیا راهکار قانونی در جلوگیری از رواج این آسیب در بین مسؤولان ما وجود دارد؟

همواره باید بر ساده زیستی تاکید داشت و نظارت و مراقبت‏های مدیریتی کرد، نمایندگان مجلس در دوره‏ی هفتم و هشتم طرحی را دنبال کردند که نتیجه‌اش گزارش دارایی‏های مسؤولین کشور در رده‏های مختلف است، هم در آغاز ورود به مسؤولیت و هم در پایان آن و مقایسه بین این دو دوره، که اجرایی شدن این طرح می‏تواند عاملی بازدارنده از این آسیب‏ها باشد. از دوره‏ی هفتم این طرح در مجلس تصویب شد که آن را به قانون اساسی داد. به هر حال کنترل‏هایی باید صورت بگیرد که این پدیده‏ی نامیمون از جامعه‏ی ما ریشه کن شود که اگر این اتفاق نیفتد امکان اصلاح و برگشت ممکن نخواهد بود.

رسوخ این فرهنگ در بین مسؤولان کشور ما می‏تواند بستر ساز چه آسیب‏های اجتماعی شود؟

اولین آسیبش شکاف بین مدیران نظام و توده‏ی مردم است. وقتی مسؤولین زندگی مرفهی داشته باشند نمی‏توانند بفهمند که مردم چه می‏گویند و چه می‏خواهند و مردم را درک نخواهند کرد. و وقتی حرف مردم را نفهمیدند از لحاظ روانی شکافی بین حاکمیت و مردم ایجاد خواهد شد. علاوه بر این‏که مشکلات مردم را لمس نکردند در نتیجه به فکر حل مشکلات مردم نیز برنمی‏آیند و همچنان مشکلات باقی خواهد بود و وقتی این مشکلات استمرار پیداکرد و کسی به درد مردم توجه نکرد پایه های مردمی نظام سست می‏شود.

و ما دیگر از یک چنین نظامی به عنوان یک نظام اسلامی و خدمتگذار مردم نمی‏توانیم نام ببریم. مسؤولین باید تمام هم و غمشان خدمت به مردم باشد تا جایی که حتی شب‏ها به حداقل خواب اکتفا کنند، فکر و برنامه ریزی کنند و دایم در تکاپو باشند تا مشکلات مردم را حل کنند.

چه رابطه‏ای بین ساده زیستی مسؤولان کشور و اعتماد مردم به نظام وجود دارد؟

اگر مسؤولان ساده زیست باشند، مردم آن‏ها را از خودشان می‏دانند و به تصمیمات آن‏ها اعتماد می‏کنند و حرف آن‏ها را صادقانه تلقی می‏کنند و اگر خدایی نکرده مسؤولین به زندگی مرفهانه روی بیاورند اعتماد به مسؤولان و همچنین نظام کمرنگ می‏شود و شاید از بین برود تا جایی که مردم حرف آن‏ها را صادقانه تلقی نمی‏کنند و در این صورت وحدت جامعه متلاشی می‏شود.

اگر مسؤولان راه رفاه را رفتند ثروتمندان جامعه از آن‏ها الگو خواهند گرفت.  توده‏ی مردم هم که این رفاه را در اختیار ندارند و این نوع زندگی را برای خود دست نیافتنی می‏بینند و نمی‏توانند مانند آن‏ها زندگی کنند  و در نتیجه دچار بغض از مسؤولین و بدبینی نسبت به نظام خواهند شد.

به عنوان آخرین سؤال اگر در این زمینه توصیه‏ای به مسؤولان کشور دارید بفرمایید؟

من معتقدم اگر هر انسانی صاحب موقعیت بالایی در اجتماع شد باید ارتباط خودش را با خدا عمیق‏تر کند و چاکری خودش را در درگاه الهی افزایش دهد زیرا اگر همزمان با رشد اقتصادی، جایگاه توسل و نزدیکی آن‏ها با خداوند افزایش پیدا نکند یک رشد ناقص و در حقیقت دست یافتن به موقعیت‏های برتر اجتماعی انحرافی پیدا خواهد بود. باید حتی غیر از مسؤولین همه‏ی کسانی که که دارای موقعیت‏های بهتری در جامعه می‏شوند، تعبدشان نسبت به دیگران بیشتر شود وگرنه ثروت مانع انحراف می‌شود.

هر چی که هست توصیه‏ی من این است که مسؤولان هر چه درجه‏ی مسؤولیتشان بالاتر می‏رود باید به خدا نزدیکتر شوند و خودشان را در محضر الهی ببینند و به نماز شب که در واقع یک رابطه‏ی شخصی با خداست بیشتر وقت آن‏ها را به خودش اختصاص دهد. و سوز و گدازی در عبادات خود داشته باشند که تنها در این صورت است که می‏توانند از انحراف‏ها مصون بمانند در غیر اینصورت انسان است و لغزش‏ها و این لغزش‏هاست که انسان را به ورطه نابودی می‏کشاند.

انتهای پیام/

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مینا ب

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان